تبلیغات
سیب من

سیب من
عشق هیچ وقت عوض نمیشه .... این آدمان که تغییر میکنن .... 
قالب وبلاگ

کفشهایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا؛ مثل هوا با تن برگ

مادرم در خواب است
و منوچهر و پروانه و شاید همه‎ی مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه‎ها می‎گذرد
و نسیمی خنک از حاشیه‎ی سبز پتو خواب مرا می‎روبد

بوی هجرت می‎آید
بالش من پر آواز پر چلچله‎ها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسه‎ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد

باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی،
عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه‎ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

من به اندازه‎ی یک ابر دلم می‎گیرد
وقتی از پنجره می‎بینم حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیابترین نارون روی زمین
فقه می‎خواند

چیزهایی هم هست؛
لحظه هایی پر اوج
مثلا شاعره‎ای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
آسمان تخم گذاشت *

و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

باید امشب بروم!
باید امشب چمدانی را
که به اندازه‎ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی‎واژه که همواره مرا می‎خواند

یک نفر باز صدا زد: سهراب!
کفشهایم کو؟



http://up.vatandownload.com/images/n4adtplw4480w0xlw1f.jpg




[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ پریسا متین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

سلام
این وبلاگ منه : وبلاگ یه دختر خوب، مهربون ،با معرفت،با حال و . . . من اگه بخوام کل وجودم رو تو یک جمله خلاصه کنم میگم : من دختر خوبیم خیلی خوب!!!
و خلاصه از آدم های با معرفت هم خیلی خوشم میاد
و . . . .
خوش حال می شم به وبم سر بزنید . . . .
نویسندگان
لینک دوستان
نظر سنجی
نسبت به کدوم سال حس بهتری داشتی ؟






صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب